umar-310

Wednesday, June 21, 2006

جواب به شبهه سوم که از طرف شیعیان است

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
قبل از هر چیز میخواستم تشکر کنم از همه دوستانی که نظرات خود را محترمانه مطرح کردند. انشاالله همین محیط دوستانه و آرام را بتوانیم نگه داریم.
اول سوالی که دوستان داشتند درباره اهمیت این موضوع است. دوستان سوال کردند که چرا در این زمانه که مسلمانان مشکلات فراوانی را در عراق و فلسطین و افغانستان و دیگر نقاط کشورهای اسلامی دارند و همچنین با وجود مشکلات داخلی مسلمانان میان شیعیان و سنی ها چه نیازی به مطرح کردن این مسائل اختلافی است ؟؟؟
قبل از اینکه جواب را بگویم یک مقدمه ای را باید خدمتتان عرض کنم. ما انسانها دارای دو نوع حیات هستیم. یکی حیات جسمانی و یکی هم حیات معنوی. حیات جسمانی همان حیاتی است که از زمان ایجاد نطفه در رحم مادر آغاز میشود و با مرگ به اتمام میرسد. اما حیات معنوی آن حیاتی است که انسان به واسطه آن به هدف اصلی خلقت خودش میرسد. یعنی در سیر حیات معنوی انسان به تکامل و تقرب به خداوند تبارک و تعالی می رسد. به اعتقاد ما مسلمانان حیات معنوی خیلی با ارزش تر و مهم تر از حیات جسمانی میباشد. و هدف خلقت ما انسانها همان موفقیت در حیات معنوی است. حالا با توجه به این مقدمه اگر نگاهی به تاریخ بشر بیندازیم می بینیم که ظالمین بسیاری بوده اند که در مقام قدرت حیات جسمانی انسانهای بسیاری را به ناحق گرفته اند. و یا به عبارت دیگر انسانها را به خاطر مقاصد دنیوی خودشان کشته اند. ( مانند معاویه ها و هیتلرهای تاریخ) در نگاهی دیگر به تاریخ بشر میبنیم که ظالمینی بوده اند که حق حیات معنوی انسانها را از آنها گرفته اند. یعنی مانع شده اند تا انسانها به هدف اصلی خلقت خودشان برسند و از کمال دور شده اند. حال سوال اینجاست که گناه کدام ظالم بیشتر است. کدام ظالم اثر بدتری را در جامعه میگذارد ؟؟؟ همانطور که گفتیم حیات معنوی افضل است بر حیات جسمانی . و ظالمی که حیات معنوی شخصی را از او بگیرد یقینا گناهش از ظالمی که حیات جسمانی انسانها را میگیرد بیشتر است. اگر هیتلرها در طول تاریخ انسانهای زیادی را کشتند و حیات خاکی و جسمانی آنها را گرفتند بیشترین اثرش فقط در همان زمان بوده است ولی خلفا بعد از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله حیات معنوی انسانها را گرفتند. و نه تنها حق زندگی روحانی و معنوی انسانهای زمان خودشان بلکه حق حیات روحانی انسانهای بعد از خودشان که از آنها پیروی میکنند را نیز گرفتند. بله دوستان خلفا مردم را از ولایت امیرالمومنین اسدالله الغالب علی بن ابیطالب علیه السلام دور کردند. به اعتقاد شیعه حیات معنوی و طی طریق و سیر وسلوک به غیر از قبول و اطاعت از ولایت حضرت علی علیه السلام نیست. یعنی در واقع تمامی انسانهایی که از همان زمان تا الآن از ولایت حضرت علی علیه السلام دور افتادند (و در واقع زندگی معنوی نداشتند) به خاطر خلفا بوده است. و خلفا قاتل حیاتهای معنوی انسانها بوده اند. حال آیا اهمیت بحث کردن راجع به جنایات خلفا بیشتر است یا اهمیت بحث کردن راجع به دیگر نوع ظالمین ؟؟؟ دوستان کسی که حیات معنوی ندارد در واقع مرده است. مرده ایست که در قالب انسانی روی زمین راه میرود. ما باید مردم را متوجه حیات معنوی کنیم. که این امر جز با ولایت حضرت علی علیه السلام و دوری از قاتلین حیاتهای معنوی امکان پذیر نیست.
-------------------------------------------------دوم سوال دوستان این بود که آیا این نوع بحثها بر خلاف اتحاد اسلامی نیست ؟؟؟
جواب این است که اگر ما مسلمانان واقعا به دنبال اتحاد اسلامی هستیم. باید ببینیم که قرآن و روایات در اینباره چه گفته اند. تا به وسیله راهنمایی های ثقلین بتوانیم واقعا متحد شویم. قرآن در سوره آل عمران آیه ۱۰۳ میفرماید: وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ . ترجمه : و همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و پراکنده نشوید. همینطور که در این آیه می بینید خداوند میفرماید که برای اینکه از هم جدا نشویم و متفرق نشویم باید به حبل الله چنگ بزنیم. توجه کنید که نمیفرماید به الله . بلکه میفرماید به حبل الله چنگ بزنید. یعنی حبل الله موجودی است غیر از الله که ما باید به آن چنگ بزنیم. حال سوال اینجاست که حبل الله چیست و یا کیست ؟؟؟ امام جعفر صادق علیه السلام در تفسیر این آیه میفرمایند : نحن حبل الله ( ما ریسمان الهی هستیم) یعنی آن ریسمانی که مسلمانان باید به آن چنگ بزنند و متفرق نشوند اهل بیت علیهم السلام هستند. لهذا ما معتقدیم هر وقت همه مسلمانان به ولایت اهل بیت علیهم السلام چنگ زدند. یقینا متحد خواهند شد و میتوانند بر علیه دشمنان خودشان بایستند. سوال : آیا تا آن زمان که همه مسلمانان ولایت اهل بیت علیهم السلام قبول کنند مسلمانان همچنان باید در جنگ و دعوا باشند ؟؟؟ جواب : خیر دوستان. در خیلی از مسائل مانند: مسائل سیاسی - اقتصادی - فرهنگی - اجتماعی و غیره شیعه و سنی میتوانند و باید در کنار همدیگر و به دور از خشونت و تفرقه کار کنند. ولی در مسائل دینی و اعتقادی ما ذره ای عقب نخواهیم نشست. و با قوای هر چه تمامتر به تبلیغ مذهبمان خواهیم پرداخت (البته باز هم به دور از خشونت و تهمت و توهین)
---------------------------------------------------
سوال اخر این بود که آیا لعن یک نوع توهین نیست ؟؟؟
جواب : خیر . یک وقت است شخصی توهین و تهمت و سب میکند. که این کار اصلا پسندیده نیست. چون اولا معمولا نوع فحشهایی که داده میشود غیر واقعی هستند و متناسب اشخاص نیستند. و ثانیا در دینمان از آن نهی شده است. ائمه اطهار علیهم السلام هیچگاه به کسی فحش ندادند و سب نکردند. حضرت علی علیه السلام در خطبه ۲۰۶ نهج البلاغه میفرمایند: إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِينَ، حضرت در این خطبه میفرمایند که دوست ندارند ما از سبابین و یا همان فحش دهندگان باشیم. ولی لعن غیر از فحش است. لعن در واقع یک نوع دعاست. وقتی ما میگوییم خدایا فلانی را لعن کن. یعنی از خداوند میخواهیم که او را از رحمت خودش دور کند. همین و بس. هیچ نوع تهین و تهمتی هم نیست. هم در قرآن خداوند در چندین جا اشخاصی را لعن میکند و هم در احادیثی که از ائمه علیهم السلام رسیده است. خداوند در قرآن ۳۷ بار کلمه لعن را به کار برده است . مانند : فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْكَافِرِينَ --- و یا: لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ و..... پس فحش و سب مذموم و غیر قابل قبول است و لعن ممدوح و توصیه شده است.
ببخشید طولانی شد. ولی خوب لازم بود. اللهم العن الجبت و الطاغوت

اشکالاتی که به تبری گرفته میشود

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
در این قسمت سعی داریم تا شبهاتی را که درباره تبری از دشمنان اهل بیت مطرح میکنند. بیان کنیم.
اول اشکال از طرف مسیحیان است. آنها معتقد هستند که دین ما دین محبت است. میگویند حضرت عیسی گفته که اگر شخصی به شما سیلی زد . طرف دیگر صورتتان را به او کنید یکی دیگر به شما سیلی بزند !!! یعنی که انسان با همه حتی دشمنان خود باید به خوبی برخورد کند. به هر حال معتقد هستند که ما از هیچ کس متنفر نیستیم. دین حضرت عیسی فقط دین محبت و عشق است. البته این عقیده را بعضی از عرفا و صوفیها هم قبول دارند. البته از آنجایی که آنها عقائدی مانند وحدت ادیان و وحدت وجود غیر صحیح اعتقاد دارند. این چنین عقائدی از آنها بعید نیست. یکی از علما میگفت که چندی پیش به لعنهایی که در زیارت عاشورا است اشکال گرفته بودند. میگفتند که لعن کردن مخالف طریقت و سیر و سلوک انسان است !!! اگر شخصی به دنبال عرفان حقیقی که نزد اهل بیت علیهم السلام است برود به کذب و غلط بودن این مطلب پی خواهد برد.
جواب : بحث در اینباره بسیار است. من فکر میکنم این اعتقاد مسیحیان مانند دیگر عقائد آنها خلاف عقل و منطق است. این یکی از اخلاق بشر است که بعضی چیزها را دوست دارد و از بعضی چیزها برائت میجوید. و این در زندگی روزمره ما بسیار اتفاق میدهد. ما اشیاء و یا اهدافی را که دوست داریم دنبال میکنیم. و هر هدف و چیزی که با هدف و اعتقاد ما مخالفت دارد از خود دور میکنیم. مگر میشود شخصی هم مادرش را دوست داشته باشد هم قاتل مادرش را ؟؟؟ ما به بعضی چیزها جذب میشویم و بعضی چیزها را دفع میکنیم . برای اطلاع بیشتر در این مورد خوب است که کتاب جازبه و دافعه استاد مطهری را بخوانید.
------------------------------------------
دوم اشکالی که میگیرند میگویند:
شما از کجا میدانید که آن اشخاصی را که لعن میکنید در آخر عمرشان توبه نکرده اند؟؟؟ مگر خداوند بر بندگان خودش مهربان نیست ؟؟؟ مگر خداوند غافر نیست؟؟؟ خداوند گناهان بندگانش را می بخشد. و اگر شما آنها را لعن کنید در حالی که آنها استغفار کرده باشند. شما گناهکار هستید که آنها را به خاطر هیچ و پوچ لعن میکنید.
جواب : یقینا خداوند غافر و مهربان است. و احادیث فراوانی داریم که اگر شخصی مثلا فلان کار را انجام دهد خداوند تمامی گناهان او را می بخشد. سخنی که اینها میگویند کلام صحیحی است که میخواهند نتیجه گیری اشتباه از آن انجام دهند. چون خداوند گناهانی را میبخشد که مربوط به حق الله باشد. یعنی مثلا شخصی اگر کاهل نماز است یا شراب خوار و ..... اگر با قلبی پاک و با این نیت که دیگر گناه نمیکند توبه کند . امید است که خداوند او را ببخشد. ولی حق الناس همانطور که از اسمش پیداست حق مردم است . و مردم باید از او بگذرند. یعنی مثلا اگر دزدی توبه کند . تا زمانی که مال مردم را به صاحبانش بر نگرداند و مردم را راضی نکند . او بخشیده نمیشود. و چه حقی بالاتر از حق اهل بیت علیهم السلام . کسانی را که ما از آنها برائت میجوییم به اهل بیت ظلم کردند و حق آنها را ضایع کردند. تا زمانی که اهل بیت از آنها ( خلفا ) راضی نشوند . خدا هم از خلفا راضی نمیشود. حالا هر چه قدر هم خلفا به درگاه خداوند توبه کنند. (میدانیم که نکردند) و حضرت زهرا سلام الله علیها به عمر و ابوبکر فرمودند که من از شما راضی نیستم. یعنی از حق خودشان نگذشتند. و آن دو هم مستحق عذاب الهی هستند چون نارضایتی اهل بیت مساوی است با نارضایتی خداوند.
--------------------------------
دوم اشکالی که گرفته میشود از طرف بعضی شیعیان است !!!
بله. اشتباه نخواندید شیعیان . شیعیانی هستند که با لعن کردن و تبری مخالفند. بنده چند وقتی پیش با یکی از روحانی هایی که عقیده داشت لعن کردن خلفا اشتباه است صحبت میکردم. میگفت شیعه کارهای مهمتری دارد !!! بعضی هم میگویند که لعن کردن خلفا و برائت جستن از دشمنان اهل بیت علیهم السلام بر خلاف وحدت اسلامی است. یکی از بازدیدکنندگان وبلاگ اینطور نوشته است:" الان شرایط جهان اسلام طوری نیست که ما وارد مسائل تفرقه برانگیز شویم - دشمنان اسلام همگی تیشه گرفته اند و ریشه اسلام را هدف قرار داده اند آنها کاری ندارند که شما از اهل تشیع هستید یا از برادران اهل تسنن . مسائل بین خانه و خصوصی را فکر میکنم شاید خیلی صلاح نباشه که در ملا’ عام مطرح کرد چون جز تفرقه اثری دیگر نخواهد داشت. آن وقایع که واقعا دردناک است و حزن انگیز را میگذاریم به حکم حاکم روز جزا او خود می داند چه کند"
یعنی امروز به خاطر حفظ وحدت اسلام ما نباید عقائد خودمان را مطرح کنیم !!! آیا این عقیده صحیح است یا خیر ؟؟؟ آیا بیان کردن اعتقادات در فضائی سالم و آرام و به دور از خشونت با دلایل عقلی و منطقی بر خلاف اتحاد اسلام است ؟؟؟ جواب این شبهه را از شما عزیزان میخواهم که بدهید.
اللهم العن الجبت و الطاغوت

مقام علمی عمر

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
خوب است اول از همه مقام والای علمی این خلیفه را بدانیم !!!
روزی خلیفه عمر در مقابل اصحاب خطبه خواند و اخطار نمود هر کس زنی بگیرد و مهر زنش رااز 400درهم زیادتر نماید او را حد می زنم و آن زیادی مهر را از او بگیرم و داخل در بیت المال مسلمین می نمایم ؟؟!! زنی از میان جمعیت صدازد: ای عمر کلام تو اولی به قبول است یا کلام خداوند؟ عمر گفت: البته کلام خدا زن گفت: مگرنه آن است که خداوند در آیه 24 سوره نسا می فرماید: وان اردتم استبدال زوج مکان زوج وآتیتم احدیهن قنطارافلا تاخذ وا منه شیئا. یعنی اگر خواستید زنی را رها کرده وزنی دیگر بجای او اختیار کنید و مال بسیاری بر او مهر کر ده ایدالبته نباید چیزی از مهر او باز گیرید. عمر از شنیدن این آیه مبهوت شد وگفت :کلکم افقه من عمر حتی المخدرات فی الحجال یعنی: همه شما فقیه تر ودانا تر از عمر هستید حتی زنان در حجله ها. آنگاه برگشت بالای منبر و گفت اگر چه شما را منع کردم از اینکه زیاده از 400درهم مهر وصداق ولی اینک بشما اجازه می دهم اگر خواستید از مال خود زیادتی از مقدار معین به آنها عطا نمایید مانعی ندارد!!!!!!!!!!!!!!از این خبر استفاده می شود که خلیفه علم به قران نداشته واحکام فقه را هم خوب نمی فهمیده والا چنین نمی کرد که در مقابل زن عالمه ای مجاب شود و بگوید:امراه اصابت و رجل اخطاء یعنی زنی درست گفت و مردی راه خطا ونا صواب رفت (منظور عمر خودش است )
سند :سیوطی در ص133جدوم در المنثوروابن کثیردرص468جلد اول وزمخشری درص357جلد اول تفسیر کشاف و فاضل نیشا بوری در جلد اول تفسیر غرایب القران ضمن سوره نسا و قرطبی در ص99جلد پنجم تفسیرش و ابن ماجه قزوینی در جلد اول سنن وسندی در حاشیه جلد اول سنن ص583وبیهقی درص233جلد هفتم سنن وقسطلانی درص57جلد هشتم ارشاد الساری شرح صحیح بخاری و متقی هندی درص298ج هشتم کنز العمال وحاکم نیشابوری در ص177ج دوم مستدرک و ابوبکر باقلانی درص199تمهید وعجلونی درص270ج اول کشف الخفاو قاضی شوکانی درص407ج اول فتح القدیر وذهبی در تلخیص مستدرک وابن ابی الحدید درص61جاول وص96ج سوم شرح نهج حمیدی در جمع بین صحیحین و فقیه واسطی وابن مغازلی شافعی در مناقب و ابن اثیر در نهایه به طریق مختلف و الفاظ متفاوت نقل نموده اند .--------------------------
بله عزیزان این است آن خلیفه ای که اهل سنت او را فاروق می نامند. عمر حتی زنان را که در آن زمان از کمترین درجه تحصیلی و علمی برخوردار بودند را از خودش فقیه تر و عالم تر میداند. حال سوال اینجاستآیا این شخص شایستگی خلافت مسلمین بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را داشت ؟؟؟
--------------------از آنجایی که بنده دوست ندارم در اینجا یک طرفه برخورد شود. و تنها صحبتها و سخنان شیعیان گفته شود. لهذا در این قسمت توجیهات یک سنی را که در یکی از سایتها پیدا کردم میگذارم . حالا خودتان بخوانید و قضاوت کنید!!!
"حكايت فوق اگرچه گوياي غفلت و يا بي اطلاعي جناب عمر (رض) از يك مسئله كوچك شرعي است ، ليكن گوياي چندين مسئله به مراتب مهم تر نيز مي باشد : 1- خليفه دوم (رض ) كه قلمرو حكم وي ده ها كشور امروز را شامل مي گردد ، در بيش از 14 قرن پيش ، عليرغم آنكه به تند خويي نيز مشهور بود ، چنان فضايي را در حكومت خود ايجاد نموده بود كه به محض ارتكاب خطا در حكم ، يك زن در جمع عمومي بر مي خيزد و بي آنكه زبانش به لكنت بيفتد ، به صراحت او را متوجه اشتباه خود مي كند . 2- خليفه بي آنكه آن زن را مورد عتاب قرار دهد ، خطاي خود را مي پذيرد و از حكم خود عدول مي كند ( در قرن 15 ه. و 21 ميلادي ، با شعارهاي حقوق بشر و ... ، نيز مانند اين وقايع به ندرت اتفاق مي افتد و اين از افتخارات مسلمين است ). 3- بسياري از علماي اهل سنت در طول تاريخ امانت داري علمي خود را با حفظ اين دست اخبار كه در نگاه نخست ( كه متا سفانه معمولا نيز فقط بدان اكتفا مي گردد ) ، به زيان باورهاي ايشان است ، اثبات نموده اند ." ---------------------------------------------
سوالی کردم درباره اینکه سنی ها در توجیه داستانهای بی سوادی عمر میگویند که عمر به علت تواضع بسیار بوده که اشتباهات خودش را میپذیرفته و این خود یک فضیلتی است برای عمر.چند تا جواب داریم برای این ادعای دروغین.قبل از هر چیز بگویم که انشاالله به زودی مطالبی را درباره فضائل دروغین عمر که فقط در کتب اهل سنت کشف میشود را خدمتتان عرض خواهم کرد.ولی درباره این مساله : فریقین (شیعه و سنی) بر اینکه عمر شخصی تندخو - خشن و عصبانی بوده است متفق هستند. و روایات مختلفی داریم که تندخو بودن عمر را به شکلهای مختلف بیان میکند. حال سوال اینجاست مگر میشود شخصی در عین حالی که خشنونت طلب باشد و بر سر هر مساله کوچک و هیچ و پوچی داد و بیداد کند و عصبانی شود متواضع هم باشد !!! این دو صفت اخلاقی متضاد همدیگر هستند. کسی که متواضع است بر سر مسائل دنیا هیچوقت عصبانی و خشمگین نمی شود. ولی این مساله بی سوادی خلیفه دوم اینقدر واضح و روشن بوده برای خودش و دیگر افراد جامعه که نمیتوانسته آن را پنهان کند. و خودش هم چندین بار به بی سوادی خود اعتراف کرده. زیرا اگر ادعای سواد میکرد. آن وقت مجبور میشد که جواب سوالات علمی مردم را بدهد. ولی خلیفه خودش را خلاص کرد و گفت من نمیدانم.ثانیا مگر در روایات به این مساله اشاره نشده است که اگر شخصی امور جامعه را به دست بگیرد و بداند که شخصی بهتر و درستکار تر از خودش در جامعه وجود دارد- ملعون است. این داستانهای بی سوادی عمر نشان میدهد که خلیفه خودش میدانسته که مردمی در جامعه وجود دارند که برای خلافت متناسب تر هستند. پس نه تنها این داستانها فضیلت عمر را نشان نمیدهند بلکه این نکته را اثبات میکند که عمر ملعون است . اللهم العن الجبت و الطاغوت

اشعار زیبا

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
خوب برای آغاز بحث های خودمان. دوست دارم که با چند شعر آغاز کنم . این اشعار هم تقدیم عمر:
هركس كه بگويد تبري ضرر است........اورا نه زدين نه زايمان خبر استفرزند علي اگر تبري نكند ................فرزند علي نيست زنسل عمر است
------------------------------------------------------
ضمنا شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها را به حضرت مهدی عج و همچنین به تمام عاشقان و دلسوختگان اهل بیت علیهم السلام تسلیت عرض میکنم.

اولین پیغام : با نام خداوند

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
با نام و یاد خداوند تبارک و تعالی و با در خواست کمک از حضرت صاحب العصر و الزمان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف این وبلاگ را آغاز میکنیم.
توضیحاتی را در طرف چپ درباره وبلاگ داده ام . زیاد نیازی نیست که توضیح بدهم. فقط یک نکته را اضافه کنم. اگر سوالی دیگر بود بفرمایید در خدمتیم
۱ـ اول ممکن است که سوال کنید که چرا اسم وبلاگ عمر ۳۱۰ است؟ جوابش اینه که ۳۱۰ همان کلمه عمر است به زبان ابجد.
علی مع الحق و الحق مع علی