جواب به شبهه سوم که از طرف شیعیان است
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
قبل از هر چیز میخواستم تشکر کنم از همه دوستانی که نظرات خود را محترمانه مطرح کردند. انشاالله همین محیط دوستانه و آرام را بتوانیم نگه داریم.
اول سوالی که دوستان داشتند درباره اهمیت این موضوع است. دوستان سوال کردند که چرا در این زمانه که مسلمانان مشکلات فراوانی را در عراق و فلسطین و افغانستان و دیگر نقاط کشورهای اسلامی دارند و همچنین با وجود مشکلات داخلی مسلمانان میان شیعیان و سنی ها چه نیازی به مطرح کردن این مسائل اختلافی است ؟؟؟
قبل از اینکه جواب را بگویم یک مقدمه ای را باید خدمتتان عرض کنم. ما انسانها دارای دو نوع حیات هستیم. یکی حیات جسمانی و یکی هم حیات معنوی. حیات جسمانی همان حیاتی است که از زمان ایجاد نطفه در رحم مادر آغاز میشود و با مرگ به اتمام میرسد. اما حیات معنوی آن حیاتی است که انسان به واسطه آن به هدف اصلی خلقت خودش میرسد. یعنی در سیر حیات معنوی انسان به تکامل و تقرب به خداوند تبارک و تعالی می رسد. به اعتقاد ما مسلمانان حیات معنوی خیلی با ارزش تر و مهم تر از حیات جسمانی میباشد. و هدف خلقت ما انسانها همان موفقیت در حیات معنوی است. حالا با توجه به این مقدمه اگر نگاهی به تاریخ بشر بیندازیم می بینیم که ظالمین بسیاری بوده اند که در مقام قدرت حیات جسمانی انسانهای بسیاری را به ناحق گرفته اند. و یا به عبارت دیگر انسانها را به خاطر مقاصد دنیوی خودشان کشته اند. ( مانند معاویه ها و هیتلرهای تاریخ) در نگاهی دیگر به تاریخ بشر میبنیم که ظالمینی بوده اند که حق حیات معنوی انسانها را از آنها گرفته اند. یعنی مانع شده اند تا انسانها به هدف اصلی خلقت خودشان برسند و از کمال دور شده اند. حال سوال اینجاست که گناه کدام ظالم بیشتر است. کدام ظالم اثر بدتری را در جامعه میگذارد ؟؟؟ همانطور که گفتیم حیات معنوی افضل است بر حیات جسمانی . و ظالمی که حیات معنوی شخصی را از او بگیرد یقینا گناهش از ظالمی که حیات جسمانی انسانها را میگیرد بیشتر است. اگر هیتلرها در طول تاریخ انسانهای زیادی را کشتند و حیات خاکی و جسمانی آنها را گرفتند بیشترین اثرش فقط در همان زمان بوده است ولی خلفا بعد از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله حیات معنوی انسانها را گرفتند. و نه تنها حق زندگی روحانی و معنوی انسانهای زمان خودشان بلکه حق حیات روحانی انسانهای بعد از خودشان که از آنها پیروی میکنند را نیز گرفتند. بله دوستان خلفا مردم را از ولایت امیرالمومنین اسدالله الغالب علی بن ابیطالب علیه السلام دور کردند. به اعتقاد شیعه حیات معنوی و طی طریق و سیر وسلوک به غیر از قبول و اطاعت از ولایت حضرت علی علیه السلام نیست. یعنی در واقع تمامی انسانهایی که از همان زمان تا الآن از ولایت حضرت علی علیه السلام دور افتادند (و در واقع زندگی معنوی نداشتند) به خاطر خلفا بوده است. و خلفا قاتل حیاتهای معنوی انسانها بوده اند. حال آیا اهمیت بحث کردن راجع به جنایات خلفا بیشتر است یا اهمیت بحث کردن راجع به دیگر نوع ظالمین ؟؟؟ دوستان کسی که حیات معنوی ندارد در واقع مرده است. مرده ایست که در قالب انسانی روی زمین راه میرود. ما باید مردم را متوجه حیات معنوی کنیم. که این امر جز با ولایت حضرت علی علیه السلام و دوری از قاتلین حیاتهای معنوی امکان پذیر نیست.
-------------------------------------------------دوم سوال دوستان این بود که آیا این نوع بحثها بر خلاف اتحاد اسلامی نیست ؟؟؟
جواب این است که اگر ما مسلمانان واقعا به دنبال اتحاد اسلامی هستیم. باید ببینیم که قرآن و روایات در اینباره چه گفته اند. تا به وسیله راهنمایی های ثقلین بتوانیم واقعا متحد شویم. قرآن در سوره آل عمران آیه ۱۰۳ میفرماید: وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ . ترجمه : و همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و پراکنده نشوید. همینطور که در این آیه می بینید خداوند میفرماید که برای اینکه از هم جدا نشویم و متفرق نشویم باید به حبل الله چنگ بزنیم. توجه کنید که نمیفرماید به الله . بلکه میفرماید به حبل الله چنگ بزنید. یعنی حبل الله موجودی است غیر از الله که ما باید به آن چنگ بزنیم. حال سوال اینجاست که حبل الله چیست و یا کیست ؟؟؟ امام جعفر صادق علیه السلام در تفسیر این آیه میفرمایند : نحن حبل الله ( ما ریسمان الهی هستیم) یعنی آن ریسمانی که مسلمانان باید به آن چنگ بزنند و متفرق نشوند اهل بیت علیهم السلام هستند. لهذا ما معتقدیم هر وقت همه مسلمانان به ولایت اهل بیت علیهم السلام چنگ زدند. یقینا متحد خواهند شد و میتوانند بر علیه دشمنان خودشان بایستند. سوال : آیا تا آن زمان که همه مسلمانان ولایت اهل بیت علیهم السلام قبول کنند مسلمانان همچنان باید در جنگ و دعوا باشند ؟؟؟ جواب : خیر دوستان. در خیلی از مسائل مانند: مسائل سیاسی - اقتصادی - فرهنگی - اجتماعی و غیره شیعه و سنی میتوانند و باید در کنار همدیگر و به دور از خشونت و تفرقه کار کنند. ولی در مسائل دینی و اعتقادی ما ذره ای عقب نخواهیم نشست. و با قوای هر چه تمامتر به تبلیغ مذهبمان خواهیم پرداخت (البته باز هم به دور از خشونت و تهمت و توهین)
---------------------------------------------------
سوال اخر این بود که آیا لعن یک نوع توهین نیست ؟؟؟
جواب : خیر . یک وقت است شخصی توهین و تهمت و سب میکند. که این کار اصلا پسندیده نیست. چون اولا معمولا نوع فحشهایی که داده میشود غیر واقعی هستند و متناسب اشخاص نیستند. و ثانیا در دینمان از آن نهی شده است. ائمه اطهار علیهم السلام هیچگاه به کسی فحش ندادند و سب نکردند. حضرت علی علیه السلام در خطبه ۲۰۶ نهج البلاغه میفرمایند: إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِينَ، حضرت در این خطبه میفرمایند که دوست ندارند ما از سبابین و یا همان فحش دهندگان باشیم. ولی لعن غیر از فحش است. لعن در واقع یک نوع دعاست. وقتی ما میگوییم خدایا فلانی را لعن کن. یعنی از خداوند میخواهیم که او را از رحمت خودش دور کند. همین و بس. هیچ نوع تهین و تهمتی هم نیست. هم در قرآن خداوند در چندین جا اشخاصی را لعن میکند و هم در احادیثی که از ائمه علیهم السلام رسیده است. خداوند در قرآن ۳۷ بار کلمه لعن را به کار برده است . مانند : فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْكَافِرِينَ --- و یا: لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ و..... پس فحش و سب مذموم و غیر قابل قبول است و لعن ممدوح و توصیه شده است.
ببخشید طولانی شد. ولی خوب لازم بود. اللهم العن الجبت و الطاغوت
قبل از هر چیز میخواستم تشکر کنم از همه دوستانی که نظرات خود را محترمانه مطرح کردند. انشاالله همین محیط دوستانه و آرام را بتوانیم نگه داریم.
اول سوالی که دوستان داشتند درباره اهمیت این موضوع است. دوستان سوال کردند که چرا در این زمانه که مسلمانان مشکلات فراوانی را در عراق و فلسطین و افغانستان و دیگر نقاط کشورهای اسلامی دارند و همچنین با وجود مشکلات داخلی مسلمانان میان شیعیان و سنی ها چه نیازی به مطرح کردن این مسائل اختلافی است ؟؟؟
قبل از اینکه جواب را بگویم یک مقدمه ای را باید خدمتتان عرض کنم. ما انسانها دارای دو نوع حیات هستیم. یکی حیات جسمانی و یکی هم حیات معنوی. حیات جسمانی همان حیاتی است که از زمان ایجاد نطفه در رحم مادر آغاز میشود و با مرگ به اتمام میرسد. اما حیات معنوی آن حیاتی است که انسان به واسطه آن به هدف اصلی خلقت خودش میرسد. یعنی در سیر حیات معنوی انسان به تکامل و تقرب به خداوند تبارک و تعالی می رسد. به اعتقاد ما مسلمانان حیات معنوی خیلی با ارزش تر و مهم تر از حیات جسمانی میباشد. و هدف خلقت ما انسانها همان موفقیت در حیات معنوی است. حالا با توجه به این مقدمه اگر نگاهی به تاریخ بشر بیندازیم می بینیم که ظالمین بسیاری بوده اند که در مقام قدرت حیات جسمانی انسانهای بسیاری را به ناحق گرفته اند. و یا به عبارت دیگر انسانها را به خاطر مقاصد دنیوی خودشان کشته اند. ( مانند معاویه ها و هیتلرهای تاریخ) در نگاهی دیگر به تاریخ بشر میبنیم که ظالمینی بوده اند که حق حیات معنوی انسانها را از آنها گرفته اند. یعنی مانع شده اند تا انسانها به هدف اصلی خلقت خودشان برسند و از کمال دور شده اند. حال سوال اینجاست که گناه کدام ظالم بیشتر است. کدام ظالم اثر بدتری را در جامعه میگذارد ؟؟؟ همانطور که گفتیم حیات معنوی افضل است بر حیات جسمانی . و ظالمی که حیات معنوی شخصی را از او بگیرد یقینا گناهش از ظالمی که حیات جسمانی انسانها را میگیرد بیشتر است. اگر هیتلرها در طول تاریخ انسانهای زیادی را کشتند و حیات خاکی و جسمانی آنها را گرفتند بیشترین اثرش فقط در همان زمان بوده است ولی خلفا بعد از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله حیات معنوی انسانها را گرفتند. و نه تنها حق زندگی روحانی و معنوی انسانهای زمان خودشان بلکه حق حیات روحانی انسانهای بعد از خودشان که از آنها پیروی میکنند را نیز گرفتند. بله دوستان خلفا مردم را از ولایت امیرالمومنین اسدالله الغالب علی بن ابیطالب علیه السلام دور کردند. به اعتقاد شیعه حیات معنوی و طی طریق و سیر وسلوک به غیر از قبول و اطاعت از ولایت حضرت علی علیه السلام نیست. یعنی در واقع تمامی انسانهایی که از همان زمان تا الآن از ولایت حضرت علی علیه السلام دور افتادند (و در واقع زندگی معنوی نداشتند) به خاطر خلفا بوده است. و خلفا قاتل حیاتهای معنوی انسانها بوده اند. حال آیا اهمیت بحث کردن راجع به جنایات خلفا بیشتر است یا اهمیت بحث کردن راجع به دیگر نوع ظالمین ؟؟؟ دوستان کسی که حیات معنوی ندارد در واقع مرده است. مرده ایست که در قالب انسانی روی زمین راه میرود. ما باید مردم را متوجه حیات معنوی کنیم. که این امر جز با ولایت حضرت علی علیه السلام و دوری از قاتلین حیاتهای معنوی امکان پذیر نیست.
-------------------------------------------------دوم سوال دوستان این بود که آیا این نوع بحثها بر خلاف اتحاد اسلامی نیست ؟؟؟
جواب این است که اگر ما مسلمانان واقعا به دنبال اتحاد اسلامی هستیم. باید ببینیم که قرآن و روایات در اینباره چه گفته اند. تا به وسیله راهنمایی های ثقلین بتوانیم واقعا متحد شویم. قرآن در سوره آل عمران آیه ۱۰۳ میفرماید: وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ . ترجمه : و همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و پراکنده نشوید. همینطور که در این آیه می بینید خداوند میفرماید که برای اینکه از هم جدا نشویم و متفرق نشویم باید به حبل الله چنگ بزنیم. توجه کنید که نمیفرماید به الله . بلکه میفرماید به حبل الله چنگ بزنید. یعنی حبل الله موجودی است غیر از الله که ما باید به آن چنگ بزنیم. حال سوال اینجاست که حبل الله چیست و یا کیست ؟؟؟ امام جعفر صادق علیه السلام در تفسیر این آیه میفرمایند : نحن حبل الله ( ما ریسمان الهی هستیم) یعنی آن ریسمانی که مسلمانان باید به آن چنگ بزنند و متفرق نشوند اهل بیت علیهم السلام هستند. لهذا ما معتقدیم هر وقت همه مسلمانان به ولایت اهل بیت علیهم السلام چنگ زدند. یقینا متحد خواهند شد و میتوانند بر علیه دشمنان خودشان بایستند. سوال : آیا تا آن زمان که همه مسلمانان ولایت اهل بیت علیهم السلام قبول کنند مسلمانان همچنان باید در جنگ و دعوا باشند ؟؟؟ جواب : خیر دوستان. در خیلی از مسائل مانند: مسائل سیاسی - اقتصادی - فرهنگی - اجتماعی و غیره شیعه و سنی میتوانند و باید در کنار همدیگر و به دور از خشونت و تفرقه کار کنند. ولی در مسائل دینی و اعتقادی ما ذره ای عقب نخواهیم نشست. و با قوای هر چه تمامتر به تبلیغ مذهبمان خواهیم پرداخت (البته باز هم به دور از خشونت و تهمت و توهین)
---------------------------------------------------
سوال اخر این بود که آیا لعن یک نوع توهین نیست ؟؟؟
جواب : خیر . یک وقت است شخصی توهین و تهمت و سب میکند. که این کار اصلا پسندیده نیست. چون اولا معمولا نوع فحشهایی که داده میشود غیر واقعی هستند و متناسب اشخاص نیستند. و ثانیا در دینمان از آن نهی شده است. ائمه اطهار علیهم السلام هیچگاه به کسی فحش ندادند و سب نکردند. حضرت علی علیه السلام در خطبه ۲۰۶ نهج البلاغه میفرمایند: إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِينَ، حضرت در این خطبه میفرمایند که دوست ندارند ما از سبابین و یا همان فحش دهندگان باشیم. ولی لعن غیر از فحش است. لعن در واقع یک نوع دعاست. وقتی ما میگوییم خدایا فلانی را لعن کن. یعنی از خداوند میخواهیم که او را از رحمت خودش دور کند. همین و بس. هیچ نوع تهین و تهمتی هم نیست. هم در قرآن خداوند در چندین جا اشخاصی را لعن میکند و هم در احادیثی که از ائمه علیهم السلام رسیده است. خداوند در قرآن ۳۷ بار کلمه لعن را به کار برده است . مانند : فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْكَافِرِينَ --- و یا: لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ و..... پس فحش و سب مذموم و غیر قابل قبول است و لعن ممدوح و توصیه شده است.
ببخشید طولانی شد. ولی خوب لازم بود. اللهم العن الجبت و الطاغوت
